تبليغاتX
آری آری ، زندگی زیباست...

آری آری ، زندگی زیباست...

یک سال گذشت ....

یک سال گذشت ....

انگار همین دیروز بود که تا صبح بیدار بودم از استرس مراسم عقد و جشن...

انگار همین دیروز بود که با خانوادت اومدین دنبالمون تا بریم محضر...

انگار همین دیروز بود که بعد از عقد منو بردی آرایشگاه....

انگار همین دیروز بود که من و تو دو تایی وارد سالن شدیم و همه برامون کل و سوت می

کشیدن...

انگار همین دیروز بود که آخر شب موهای غرق در تافتِ منو شونه میکردی...

انگار همین دیروز بود که من رسما همسر تو شدم....

چقدر زود گذشت ...

این یک سال با تمام شادی ها و غم هاش ، با تمام خوشی ها و ناخوشی هاش گذشت ...

چیزی نمونده که من و تو ،  هم خونه ی هم شیم ، فقط ۳ ماه (ان شاء الله )

امیدوارم این تجربه ها که در طول این یک سال برامون بدست اومد همیشه تو ذهنمووون باقی بمونه و

بتونیم از اونا به خوبی استفاده کنیم.

بیش از پیش دوسِت دارم مرد من.

به امید روزهای طلایی ای که در انتظارمونه...

 


 

نوشته شده توسط خانومی در چهارشنبه 5 فروردین1388 ساعت 12:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


یازدهمین ماهگردمون.....

                

ماه گذشت ....

چیزی نمونده تا با هم بودنمون یک سال شه

دوست دارم مرد من

                


 

نوشته شده توسط خانومی در دوشنبه 5 اسفند1387 ساعت 5:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تغییر تار.یخ عرو.سی...

تار.یخ عرو.سی بخاطر امتحانای خواهرای کوچیک من تغییر کرد ،

تار.یخ عرو.سی شد نهم تی.ر ماه

۱۰ روز زودتر از قبل

دلم برات یه ذره شده عشق من


 

نوشته شده توسط خانومی در سه شنبه 15 بهمن1387 ساعت 8:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دهمین ماهگردمون...

۱۰ ماه گذشت...

۱۰ ماه با بهترین لحظه ها و ثانیه ها گذشت

خیلی دوست دارم بهترینم

عاشقتم مرد من


 

نوشته شده توسط خانومی در شنبه 5 بهمن1387 ساعت 6:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تار.یخ عرو.سی...

روزها میگذرن بدون اینکه به ما توجهی کنن ...

درست از روزی که من و تو ما شدیم ۳۰۲ روز میگذره ، باورت میشه ؟؟؟

و درست ۱۸۳ روز دیگه به امید خدا ، من و تو میریم زیر یه سقف  ، فکر کن ؟؟؟

تار.یخ عرو.سی هم مشخص شد (ان شاء الله ، به امید خدا ):

 روز یک.شنبه ۲۱ تییر  ۱۳۸۸ عروس میشویییییییم

روزهای انتظار دارن به اتمام میرسن ،

و من و تو

با اینکه کلی استرس و نگرانی و هیجان داریم،

اماااااااااا  خوشحالیییییییم

چون دیگه میتونیم برای همیشه با هم باشیم ، هر روز همو ببینیم

و دیگه لحظه های خداحافظی با بغض و غصه و ناراحتی از هم جدا نشیم

خوشحالممممم


 

نوشته شده توسط خانومی در شنبه 21 دی1387 ساعت 10:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نهمین ماهگردمون ....

۹ ماه گذشت از وصالِ من و تو

۹ ماه تجربه

۹ ماه گذشت و فداکاری

۹ ماه همدلی و همراهی ،

برای ساختن زندگی ِ نوپامون

مباااااااااااااارک

عشقم ؛ دوستت دارم  نه مثل دیروز ، نه مثل روزهایی که گذشت

خیلی بیشتر از قبل دوستت دارم و هر روز بیشتر هم میشه.

برای با هم بودنمون روزی صد بار خدا رو شکر میکنم

                       

پ.ن : این روز قشنگو با خرید آینه و شمعدون و قرآن زیبا تر کردی برام عشق ِ من

 


 

نوشته شده توسط خانومی در پنجشنبه 5 دی1387 ساعت 5:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


هشتمین ماهگردموون ....

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و تنها دل من

هشتمین ماهگردموووون مبارک عزیز دلم


 

نوشته شده توسط خانومی در سه شنبه 5 آذر1387 ساعت 5:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تولد.ت مبار.ک بهتر.ینم...

 تو خوبی ، خوبتر از تمام فصل های عاشق

 تو مهربانی ، مهربانتر از نسیمی که به وقت تنهایی هم آواز دلتنگی ام بود

 تو عزیزی ، عزیزتر از هوایی که هر لحظه میهمان وجودم میشود

 تو بهترینی ، بهترین ...

                                        

قشنگ ترین صدای زندگی من

 صدای قلب تو

و

قشنگ ترین روز زندگی من

روز تولد توست... 

 بهترینم ؛ تولدت مبارك


 

نوشته شده توسط خانومی در پنجشنبه 30 آبان1387 ساعت 1:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


هفتمین ماهگردمون ....

رسیدیدم به عدد مورد علاقه ی من ------->    ۷ 

هفت ماه گذشت ...

هفت ماه از یکی شدنمون گذشت ...

 عزیز دلم هفتمین ماهگردمون مبارک


 

نوشته شده توسط خانومی در یکشنبه 5 آبان1387 ساعت 1:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دلم گرفته ...

خدا   جون 
 
 آ .ر .و .م .م کن تا آروم کنم.
 
 ش.ا.د.م کن تا شاد کنم.
 
 و آن کن که س.ب.ز بمونیم
 
 مثل دقیقه ها و لحظه های شیرینی که داشتیم
 
 و کسی ندید و نفهمید به جز ت.و...


 

نوشته شده توسط خانومی در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 1:9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت