ســـــــــلام
نمی دونم از کجا شروع کنم؟؟!!
اول از همه دلم برای وبلاگو دوستایه وبلاگی تنگ شده بود![]()
بعدشم اینکه همین جمعه ای که در پیش ِ
نامزدیه پسر داییه
عزیزمه که ایشالله کنار
خانووومش خوشبخت بشن.
و با تمام وجودم دعا میکنم همه ی جوونا عاقبت به خیر شن.![]()
راستی پنج شنبه ای با
بهترینم
رفتیم بیرون ، کلی خوش گذشت ، لحظات زیباییو برای هم به
یادگار ثبت کردیم![]()
توو مسیر برگشت هم مثل همیشه انگار غمه عالم ریخت تووویِ دلمو ![]()
![]()
پ.ن ۱: فردا بابای ِ بهترینمو عمل میکنن، دعا کنین زودتر حالشون خوب بشه و زود ِ زود برگردن خونه
نوشته شده توسط خانومی در شنبه 17 آذر1386 ساعت 4:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

خداوندا ! ندای تو را می شنوم که مرا به سکوت درون می خواند...
حضورت را حس می کنم و در می یابم که در هر چه روی می دهد حکمت تو نهفته است. خداوندا ! مرا خردی بخش که شکست را توقف ندانم ، دانشی بخش تا دریابم راه موفقیت از میان شکست ها می گذرد.
پاکم ساز تا با قلب خود درگاهت را بوسه باران کنم .
فهرست اصلی
دوستان
هر چی عشقته ( هرکول )
پسر چپ دست ( علی )
غریب ترین مداح ( محمد سعید )
دست نوشته های یه عاشق ( علی)
ساحل آرام ( مهران )
عســـــل جون
لیلی و مجنون ( امیر حسین )
الهــــــه جون
میتــــــرا جون
خلوت من ( محمد رخشنده )
عشق آمدني است نه آموختني ( عماد عاشق )
دفتر عشــــق ( مهدی )
المیـــــــــرا جون
آئین مســــــتان (سبحان )
رویای زندگی ( عمــــــــاد)
الهام جون
تمامی عاشقها ( عزیز )
گلبرگ خوانسار ( حمید )
عمو جوون
نوشته های پیشین
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
طراح قالب
POWERED BY