ســـــــــلام

نمی دونم از کجا شروع کنم؟؟!!

اول از همه دلم برای وبلاگو  دوستایه وبلاگی تنگ شده بود

بعدشم اینکه همین جمعه ای که در پیش ِ  نامز.دیه پسر داییه  عزیزمه که ایشالله کنار

خانووومش خوشبخت بشن.

 و با تمام وجودم دعا میکنم همه ی جوونا عاقبت به خیر شن.

راستی پنج شنبه ای با  بهترینم  رفتیم بیرون ، کلی خوش گذشت ، لحظات زیباییو برای هم به

یادگار ثبت کردیم

توو مسیر برگشت هم مثل همیشه  انگار غمه عالم ریخت تووویِ دلمو  

پ.ن ۱: فردا بابای ِ بهترینمو عمل میکنن، دعا کنین زودتر حالشون خوب بشه و زود ِ زود  برگردن خونه 


 

نوشته شده توسط خانومی در شنبه 17 آذر1386 ساعت 4:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت