تبليغاتX
آری آری ، زندگی زیباست...

آری آری ، زندگی زیباست...

بن بست

دلم خیلی گرفته ...

دلم از خیلی چیزا پُره...

دلم میخواد برم یه جا که هیچ کس نباشه ، بعدش اونقدر گریه کنم تا خالیه خالی بشم .

دلم میسوزه ، دلم برای خودم میسوزه...

شاید این اولین باری باشه من حرفای دلمو میزنم ، چون همیشه این حرفا توووو دلم بوده و هیچ وقت به زبووونم نیومده تا بقیه هم بفهمن.

ولی اینجا حداقل میتونم خودمو تخلیه کنم. بنویسمو خودمو راحت کنم.

احساسای بدی دارم.

افکاری که این چند ماهه ی اخیر تووو دله و مغزم میگذره داره شکنجم میده.

وقتی بهش فکر میکنم ناخودآگاه اشکام سرازیر میشه.

بعد با خودم میگم چرا اینجوری شدم .

فکر کن ۱۷ سال تو هر مقطعی نفر اول بودی و الان تووو خونه نشستی؟!

یعنی توو این ۱۷ سال من داشتم توو یه کوچه ی بن بست راه میرفتم ؟؟

یعنی حالا رسیدم ته کوچه؟

یعنی خدا دیگه دوستم نداره؟

یعنی خدا دیگه بهم نگاه نمیکنه؟

یعنی خدا با من قهره؟

چرا منی که اینقدر برنامه برای خودم داشتم حالا باید بشینمو حسرت بخورم؟

چراااااا؟

داغووووونم

داغوووووووووووووووون

 


 

نوشته شده توسط خانومی در یکشنبه 12 خرداد1387 ساعت 4:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دلم گرفته ..............

باران میبارد امشب e047.gif



دلم غم دارد امشب e047.gif

                      

اي آسمون زيبا امشب دلم گرفته e047.gif

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته


يک سينه غرق مستي دارد هواي باران e047.gif

از اين خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خيال دارم تا صبح گريه کردن e047.gif

شرمنده‌ام خدايا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر ديدگان تشنه e047.gif

بايد شود هويدا امشب دلم گرفته

ساقي عجب صفايي دارد پياله تن e047.gif

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتي خيال بس کن فرمايشت متين است e047.gif

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

پ.ن: دلم میخواد گریه کنم ، فقط همین ........

پ.ن۲: امشب دلم از حرفات شکست. خیلی تند رفتی ، خیلی...


 

نوشته شده توسط خانومی در شنبه 11 خرداد1387 ساعت 2:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


دومین ماهگرد من و تو ...

دو ماه با بهترین خاطراتمون گذشت... e158.gif


دو ماه با بهترین روزهای باهم بودنم گذشت... e158.gif


و من خوشحالم از با هم بودنمون... e158.gif


                                      

پ.ن: امشب مســـــتر میاد تا در دومین ماهگردِ یکی شدنمون با هم باشیم ، لحظه ها رو میشمارم تا زودتر شب شه

 


 

نوشته شده توسط خانومی در یکشنبه 5 خرداد1387 ساعت 5:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت