یک سال گذشت ....

انگار همین دیروز بود که تا صبح بیدار بودم از استرس مراسم عقد و جشن...

انگار همین دیروز بود که با خانوادت اومدین دنبالمون تا بریم محضر...

انگار همین دیروز بود که بعد از عقد منو بردی آرایشگاه....

انگار همین دیروز بود که من و تو دو تایی وارد سالن شدیم و همه برامون کل و سوت می

کشیدن...

انگار همین دیروز بود که آخر شب موهای غرق در تافتِ منو شونه میکردی...

انگار همین دیروز بود که من رسما همسر تو شدم....

چقدر زود گذشت ...

این یک سال با تمام شادی ها و غم هاش ، با تمام خوشی ها و ناخوشی هاش گذشت ...

چیزی نمونده که من و تو ،  هم خونه ی هم شیم ، فقط ۳ ماه (ان شاء الله )

امیدوارم این تجربه ها که در طول این یک سال برامون بدست اومد همیشه تو ذهنمووون باقی بمونه و

بتونیم از اونا به خوبی استفاده کنیم.

بیش از پیش دوسِت دارم مرد من.

به امید روزهای طلایی ای که در انتظارمونه...

 


 

نوشته شده توسط خانومی در چهارشنبه 5 فروردین1388 ساعت 12:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت