.عجب شبی بود دیشب ، تا صبح خوابم نبرد ، عجیب بیخوابی زده بود به سرم ، همش فکر و فکر و

فکر ....

خدا امشبو به خیر بگذرونه....

فردا یعنی همین چهارشنبه اگه خدا بخواد برای یه کاری میرم تا صحبتای اولیه رو انجام بدم ،

دعا کنین که اگه به صلاحم هست خدا خودش جورش کنه و اگه نیست خودش یه کار ِ دیگه

 جلوی ِ پام بذاره...

در اولین فرصت به  بهترینم  هم گفتم ، گفت ایشاا... که خوب باشه و مشغول شی ...

تا ببینیم خدا چی می خواد...

پ.ن : یعنی میشه من،  کمتر فکر کنمو این سردردای لعنتی منو کمتر اذیت کنه؟؟؟

پ.ن2: هیچ کسی نمیدونه توووی دلم چی میگذره .....

پ.ن۳: چرا اینقدر گلوم درد میکنه ؟؟


 

نوشته شده توسط خانومی در چهارشنبه 25 مهر1386 ساعت 0:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت