دلم برای بهترین بابا بزرگ ِ دنیا تنگ شده ، گفتم بهترین چون به جز خوبی ازش هیچ چیزِ دیگه ای

 ندیدم، الهی فداش شم که روزای سختیو داره میگذرونه ، الهی فداش شم که خم به ابرو نمیاره

، الهی فداش شم که تنهاست ، الهی فداش شم که چه صبورانه روزاااا رو میشمره ،

الهی فداش شم که هنوزه که هنوزِ اینطور عاشقانه به مامان بزرگم میگه من بی تو دِق میکنم

آخه بابا جووون شما چقــــــــــــدر خوبین؟؟؟

هیچ وقت یادم نمیره پا درمیونیااایِ بابابزرگمو وقتی من هر روزُ هر روز می خواستم چرخ و فلک سوار

شم ، هیچ وقت یادم نمیره اون  فرفره های رنگیو که ، هر روز دوست داشتم یکیشونو داشته باشمو

بابایی برام می گرفت ، هیچ وقت یادم نمیره بستنی های هر روز عصرو که چقدر با ذوق برامون می

خرید، هیچ وقت یادم نمیره طنین صداشو وقتی صدا میکرد ساره خانووووووم

الهی فدای صدات شم

تو بهترین بابا بزرگ ِ دنیــــــــــایی عجیب دلم هواتو کرده

پ.ن: دیروز شنیدم که قیصر امین پور در گذشت خیلی ناراحت شدم ، خدایش بیامرزد  ، یادش

گرامی

پ.ن۲: بهترینم الان زنگ زد  و گفت فردا بریم بیرون


 

نوشته شده توسط خانومی در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 4:59 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت