دیروز بله برون بود
۲۴ اسفند ساعت ۴ بعدازظهر مســــتر به همراه خانواده و فامیلهای درجه یک
تشریف اوردن منزل ما...
منم سعی می کردم که آرومو ریلکس نشون بدم ، هر چند در دلم غوغایی به پا بود ![]()
خدا رو شکر دیروز هم به خوبی و خوشی به پایان رسید .
تمام صحبتها قبل از بله برون شده بود ، بخاطر همین صحبت جدید و تازه ای پیش نیومد .
قرار شد ۵ فروردین رسما به عقد هم در بیایم ( ان شاء الله )، صبح میریم محضر ، ظهر آرایشگاه و عصر
جشن نامزدی ![]()
![]()
دعا کنین تا آخر راه خدا هوامونو داشته باشه![]()
نوشته شده توسط خانومی در شنبه 25 اسفند1386 ساعت 4:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

خداوندا ! ندای تو را می شنوم که مرا به سکوت درون می خواند...
حضورت را حس می کنم و در می یابم که در هر چه روی می دهد حکمت تو نهفته است. خداوندا ! مرا خردی بخش که شکست را توقف ندانم ، دانشی بخش تا دریابم راه موفقیت از میان شکست ها می گذرد.
پاکم ساز تا با قلب خود درگاهت را بوسه باران کنم .
فهرست اصلی
دوستان
هر چی عشقته ( هرکول )
پسر چپ دست ( علی )
غریب ترین مداح ( محمد سعید )
دست نوشته های یه عاشق ( علی)
ساحل آرام ( مهران )
عســـــل جون
لیلی و مجنون ( امیر حسین )
الهــــــه جون
میتــــــرا جون
خلوت من ( محمد رخشنده )
عشق آمدني است نه آموختني ( عماد عاشق )
دفتر عشــــق ( مهدی )
المیـــــــــرا جون
آئین مســــــتان (سبحان )
رویای زندگی ( عمــــــــاد)
الهام جون
تمامی عاشقها ( عزیز )
گلبرگ خوانسار ( حمید )
عمو جوون
نوشته های پیشین
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
طراح قالب
POWERED BY